تبليغاتX
سایت بزرگ حاج عبدالرضا هلالی

مدیریت: ولادت امام علی (ع) بر تمام شیعیان راستین مبارک باد به همین مناسبت مراسم های میلاد امام علی (ع) سال های قبل برای دانلود قرار داده شده اگر مشکلی برای دانلود دارید حتما اطلاع بدید Rezahelali.iR2(dam hame dam ta zendeam zekre ali).mp3 .mp3

دسته دسته گل به پای اون می ریزه

شب عشق و شور ارباب دو عالم اومده

سیدی مولا یابن الحسن

السلام ای دل من دلبر خوشکل من

یا حسین عزیز الله

تویی اون مردی که مردی زاده دست توئه

شده مهمون سرای دل آسمون کرب و بلا

ریزه خواری در خونت برا من یه افتخاره

قد هزار تا آسمون کبوتراتو دوست دارم

هر کی فکر بزم نابه جا بمونه در عذابه

دلم شکسته دخیل بسته

برای زندگیم بهترین هدف دارم

علی مولا تویی که ملک فقیرته

مدینه همهمه تبارکه عروس میارن

زیباترین بهانه خلقت دنیایی

روح الله تویی عین الله تویی همه هستی من ثارالله تویی

دیوونه میشم گاه و بی گاهی

کفر زلف تو دل و دین برده از دستم

تو اون که خیسه چشت غزل نویسه

جونم اسیر دلبره بی خونه در به دره

علی مولا تویی ملک فقیرته

لبش می ریز است قیامت خیز است

نمک چهره حق میون رخسار تو بود

نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 19:27 | لینک  | 

جا انداختن فرهنگ جبهه وجهاد درهيئتها:
آقا يك زماني ، زمان جنگ ، هيئاتي بودن در كشور كه اينها خودشونو براي امام حسين (ع) مي كشتن ، داد و فرياد ، نيم ساعت گريه ، زمزمه و اشك . اما هرچي امام مي گفت برين جبهه نمي رفتند . در حال حاضر داريم مستمع اينطوري بار مياريم . هيئاتي بودند در شهر كه در دهه محرم جبهه رفته هاشون بر مي گشتن تو هيئتاشون سينه مي زدن . فرهنگ امام حسين (ع) اينه ؟ بايد اهل جنگ و جهاد بار بياريم . بايد تو جلساتتون يه جوري از جهاد و جنگ صحبت كنيد ، بچه ها عاشق شهادت بشن . مُردن در جلسات حضرت زهرا (س) خيلي سعادت است ، اما به شرطي كه شهادت نباشه . اگر شهادت بود اول شهادت ، اگه نبود حالا بعد اينجا ( در رده دوم ) . مي گيم آقا مقام معظم رهبري مريضند ، يك دعايي بهشون بكنيد ، آقا مريضند، مي گه ما غير از امام حسين (ع) اسم هيچ كسي رو نمي ياريم . خيلي خب ، هفته بعد مي بينيم مي گه در ضمن عمه حاج فلاني مريضه ، التماس دعا گفته ،‌اين مشكل نيست ؟ مادر بزرگ فلان پير غلام مريضه كه حالا اگه بميره هم زياد فرقي نمي كنه . مادربزرگِ پيره ديگه . عمر خودشو هم كرده . رهبرش مريضه ، نه آقا ! اسم فقط ، اسم امام حسين (ع) . نه تو يه چيز ديگت . يه چيزيت مي شه و گرنه صد تا عمه و خاله و فلان و فلان را داري دعا مي كني .
نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 22:19 | لینک  | 

استفاده ازاشعارضعيف:
بعد اشعار ضيف ، باز از كتاب ستودگان و ستايشگران مقام معظم رهبري .ايشون فرمودند : كه عزيزاني كه شعرضعيف ميگن ، خدا قبول كنه ، اينها رو براي خودشون نگه دارند ، نخونند ، برخي از نوارها و چيزهايي كه مي شنوم دريغ از يك خط كه با وزن و قافيه باشد محض رضاي خدا يك خط . هر كه از راه مي رسه ، يه چيزي بهش مي ده بخونه ، مي خونه . با آهنگ هم جورش مي كنن . خب اين درست نيست . اهل بيت داره تضعيف مي شه ، شعراي بزرگ ما ، حضرت آقاي مؤيد ، حضرت آقاي انساني ، حضرت آقاي سازگار و حضرت آقاي ژوليده . اينها دارن مي سوزن ، شعر داره تضيف مي شه ، اين شعر ها چيه مي خونيد ؟ خيلي خب لازمه ؟ بازم مي گم بخون 4، 5 خط ، ده دقيقه از مجلس . نه از اول تا آخر مجلست . اون رو هم تو رو خدا با وزن و قافيه بخون . تو همين شعرها 4 خط شعر حسابي هم بخون ، نگذاريد اين ديوانها مهجور شوند ،‌ آقا جوونه ها نمي پسندند . الان رو جوون پسندي رو هم بهشون اثبات مي كنم كه چي رو مي پسندند . من بهتون مي گم آقا با اين وضعيت مي بينيم كه شعر ها بسيار ضعيف داره خونده ميشه اين خلاف دستور ولايت است 0 آقا فرمودند نخونيد . تو معتقد به ولايت فقيه نيستي مثلا ميگي نعوذ بالله آقا نمي فهمند ، آقا عاشق نيستند ، ما رو درك نمي كنن . خيلي خب كلاً شعر ضيف نخون ، حالا ، آقا هيچي نگفتن . يك شاعر كي ، يك بچه سوم دبيرستاني كه كتاب عروض خونده باشد كنار دستت داشته باش ، چون شما هنوز خيلي هاتون به اين رده ها نرسيده ايد . بگو داداش اينو چك كن ببين قافيه داره يا نه ، فقط يك قافيه داشته باشد ما توقع زيادي هم نداريم . بعد اشعاري كه تماما از يك سري كلماتي صحبت مي شود كه اصلا نمي دوني اينها تو فرهنگ اهل بيت يعني چه ؟يك تابلوي هيئتي رو ديدم اين تابلو تبليغات بود . خب به صورت كج ، افقي ، كار گرافيكي كرده بود ، هنرمند ، افقي ، از بالا تا پايين عكس سگ كشيدن و نوشتند : “ هيئت سگهاي ديوانه قنبر ” . اون شهرستاني كه صداي منو بعداً‌ احتمالاً‌ مي شنود واين هيئت رو مي بينند ، از قول من به اونها بگن خواهش مي كنم ، دستتون رو مي بوسم ، آقا ! اصلاً من سگ خود شمام . اما اين كار رو نكنيد و پوستر رنگي ! ! چه بودجه اي پشتش است ؟ يعني چي ؟ من خودم سگ ديونه قنبر هم نيستم . اما اين تابلو يعني چي ؟
نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 22:16 | لینک  | 

عدم شناخت معارف اهلبيت(س):
ولّي فقط علي (ع) . خيلي خوب قربونت هم برم ، اصلاً طرفدار ولايت فقيه هم نيستم مثلاً . خيلي خُب ، مقام معظم رهبري هم نمي خوايم ، تو مگر نمي گي ولي فقط علي (ع) ، بفرما ، 4 خط از نهج البلاغه براي من بخون . 3 تا دونه حديث مي توني از امام حسين (ع) براي من بگي ؟ غير از احاديث گريه و بكا و تباكي كه اينا رو براي گرم كردن مجلس از بر كرديم كه بگيم ملت گريه كنن . مي توني بگي ؟ در كتابخانت فرهنگ سخنان امام حسين (ع) داري ؟ از صحيفه سجاديه چيزي بلدي ؟ خُب ! مگه نمي گي ولي من علي (ع) است ، من مي خوام بشينم ، زانو بزنم ، درمقابل تو عاشق دلداده آقا امير المؤمنين (ع) استماع كنم ، نهج البلاغه را براي من شرح كن ، ببينم ولي تو چي گفته ؟ چرا بيگانه ايم ؟ اين نوكري امام حسين (ع) اينطوريه ؟ قنبر نوكر عليِ ، مرد مي خواست بره با قنبر بحث كنه ، اين نوكر عليه ديگه . غلام سيه چرده امام حسين (ع) مرد مي خواست بره باهاش بحث كنه . از اباعبدالله معرفت گرفته .
نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 22:15 | لینک  | 

مظلوميت شيعه هميشه افتخار آفريده است     
۲۳ خرداد ۱۳۸۵ 
اشاره: امروز به بركت اهل بيت (ع) و انقلاب اسلامي شيعه در جهان از جايگاه خاص و ويژه‌اي برخوردار شده است و در همه محافل اجتماعي، فرهنگي، علمي و سياسي صحبت از اين مكتب است و از نظريات آن بعنوان مباحث مطرح، اولي و برتر استفاده مي‌گردد به گونه‌اي كه روز به روز شيعه قدرتمندتر از گذشته در جهان جلوه مي‌نمايد.
دلايلي كه سبب آن شد تا شيعه به يك كانون قدرتمند در جهان اسلام بدل گردد را مي‌توان به چند دسته تقسيم نمود كه پويايي، منطقي و استدلالي بودن شيعه، خدمات علما و دانشمندان و فقه شيعه در 14 قرن گذشته واز همه مهمتر اتصال شيعه به منبع پرفيض اهل بيت (ع) از جمله اين دلايل به شمار مي‌آيند.
در همين زمينه گفت‌وگو و مصاحبه‌اي را با جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد ابوالحسن نواب ترتيب داديم تا با نقطه نظرات ايشان در مورد جايگاه شيعه واهل بيت (ع) در جهان اسلام آشنا شويم.

 

امروزه جايگاه شيعه در جهان اسلام چگونه است؟
در مورد جايگاه شيعه در جهان اسلام بايد يك سري مسائل را روشن كنيم. به هرحال مشهور اين است كه شيعه از غربت شروع شد، يعني بعد از رسول الله (ص) چند نفري كه جاي نصب الهي اميرالمومنين علي (ع) را گرفتند و آن وقايعي كه گذشت و در ذهن همه ما هست و مطلب درستي است، غربت شيعه شروع شد و مخالفت‌هاي گسترده‌اي هم با تشيع از آغاز بود ولي آيا اين جريان ادامه پيدا كرد.

بحث ما اين است كه ما (خانواده شيعه) در جهان اسلام، چه جايگاهي داريم الان و در گذشته، يعني در طول مدت 14 قرن گذشته در كجا قرار گرفته‌ايم و نسبت ما با اسلام چيست؟
اولا اين فراموش نشود كه تلاش‌هاي بسيار زياد سياسي، فرهنگي، نظامي و... شد تا ما را نابود كنند، تا تشيع شكل نگيرد، آيا اين‌ها موفق شد، يا نه.

چرا موفق نشد؟
دليل اصلي‌اش همين اهل بيت(ع) بودند. اهل بيت به عنوان يك كانون قدرتمند علمي و سياسي و با پايگاه توده‌اي قوي همچنان در بين جهان اسلام حضورداشتند. درست است كه امويه و عباسيه كشتارهاي بي‌رحمانه‌اي انجام دادند ولي اينها راه به جايي نبرد و شيعه با مظلوميت و غربت در زير فشار رشد كرد.
اين تطورات تاريخ خيلي مهم است، معاويه سب به اميرالمؤمنين (ع) را آغاز كرد. آيا اين سب ادامه پيدا كرد؟

علتش را شايد بتوانيم بگوييم ماهيت واقعي اميرالمومنين علي (ع) براي مردم آشكار شد و هدف معاويه ناكام ماند اگر چه قرنها طول كشيد.
بله. شما الان يك ناصبي سراغ نداريد. دوستاني كه به كشورهاي دنيا سفر كرده‌اند مطلع هستند، مي‌توانيد از آنها سوال كنيد، يك ناصبي سراغ ندارند. و اگر كسي ناصبي‌اي سراغ دارد كه به اهل بيت (ع) بد بگويد به ما معرفي كند.
به عكس آن جاهايي كه ما فكر مي‌كرديم، محور و مركز اهانت به اهل بيت (ع) باشد، مانند عربستان كه پايگاه وهابي هاست، اينگونه نيست. آنها هرچه در مورد ما بافته و ساخته بودند، يكي پس از ديگري عقب نشيني كردند.

مثلا...؟
مثلا تهمت تحريف قرآن. آنها به شيعه تهمت مي‌زدند كه معتقد به تحريف قرآن هستند ولي اين موضوع منسوخ شده است در بين افراد فهميده و دانشمند و كم كم به ديگران هم سرايت مي‌كند مخصوصا قشري از دانشگاهيان.

پس نمي‌توان گفت از اعتقادشان صرف نظر كردند.
چرا، مگر خيلي از آدم‌هاي تندرو و افراطي شان، شايد اعتقاد داشته باشند. اين تهمت مسئله مهمي بود.
يا مثلا مي‌گفتند شيعه دست ساخته عبدالله بن سبا است كه اخيرا در سطح دانشگاه‌هاي عربستان و مجامع آكادميك آن جلساتي برگزار شده و بطلان اين طرح را اعلام كردند. حضرت علامه عسگري (حفظه الله) يك كتابي در اين زمينه نوشتند و نظريات و مباحثي را در مورد اين موضوع جعلي مطرح و تبيين كردند و اخيرا بازخوردها و اثرات اين كتاب در جهان اهل سنت را در كتاب ديگري چاپ كردند و نشان دهنده بطلان اين طرح است. خب، اين يك نمونه جالبي است.

حالا با اين مقدمه كه سب تمام شد، تهمت تحريف قرآن بي نتيجه ماند و خط بطلان روي اين طرح كه شيعه توسط عبدالله بن سبا بنيان گذاشته شد، كشيده شد، سير حركت تشيع در حال حاضر چگونه است؟
بله؛ البته ما مي‌گوئيم اين‌ها بوده ولي الان منتفي شده است. يعني آلان كه ما فكر مي‌كنيم عربستان سعودي كانون توطئه و وحشت آفريني و دهشت آفريني است، بوده و درحاليكه در همين عربستان كتاب چاپ مي‌شود تحت عنوان« علموا اولادكم محبه اهل البيت (ع) » و كتاب راجع به حضرت زهرا(س) چاپ مي‌كنند.

يعني توسط خودشان منتشر مي‌گردد؟
بله، توسط خودشان در عربستان چاپ مي‌شود. آقاي« محمد عبده يماني » كتابي به اين نام چاپ كرده است. يعني تشيع وضعش در جهان معاصر به شدت تغيير كرده است و ما در يك جايگاه برتري قرار گرفته‌ايم.

يعني شما مي‌فرماييد، آنها از سر اعتقاد به شيعه و يا حق بودن شيعه چنين كتبي را منتشر مي‌كنند؟
ببينيد، مرجع اصلي ما و اهل سنت كتاب الله است ولي ما يك چيز اضافه‌اي داريم بنام اهل بيت (ع)، يعني ثقل اول را هر دو قبول داريم ولي بحث ما ثقل دوم، يعني اهل بيت (ع) است. يعني تمسك به يك چيز آبرومندي كرديم كه در جهان اسلام موجب عزت ما شده است. فكر نكنيم كه فقط قرآن مورد تاييد اهل سنت است، بلكه اهل بيت (ع) هم مورد تاييد و عزت و احترام اهل سنت هستند. كه نمونه اش را مي‌توانيم در كتاب« فضائل الخمسه من صحاح السته » كه توسط علامه فيروزآبادي ـ رضوان الله تعالي عليه ـ در 5 جلد منتشر شده است ببينيم.

بحث ما در سير شيعه از ابتدا تاكنون است كه با سب اميرالمومنين علي (ع) توسط معاويه آغاز شد، آيا ائمه مذاهب اربعه هم اين روش را ادامه دادند؟
نه، بلكه خود «ابوحنيفه» به دو سال شاگردي امام صادق (ع) افتخار مي‌كرد. او مي‌گويد: «لو لاالسنتان لهلك ابن نعمان» يعني اگر آن دو سال ـ شاگردي امام صادق (ع) ـ نبود هر آينه ابن نعمان هلاك مي‌شد.
همه اينها شاگردي مستقيم و غيرمستقيم امام صادق (ع) را براي خود افتخار مي‌دانستند.
امام صادق (ع) چهار هزار شاگرد داشتند كه بيش از سه هزار نفر از آنها از اهل سنت بودند پس اين موضوع از يادمان نرود كه با گذشت يكصد سال، با همه فشارهايي كه بر روي شيعه بود، شيعه مضمحل نشد، بلكه زنده و زنده تر شد، به گونه‌اي كه سه هزار نفر از آنها افتخار مي‌كردند كه در درس امام صادق (ع) شركت مي‌نمايند و حاضر مي‌شوند.

و اين نشان دهنده آن كانون قدرتمند علمي و سياسي اهل بيت (ع) است. خوب است بفرمائيد ائمه اربعه ترتيب شاگردي شان (از نظر مستقيم و غيرمستقيم بودن تلمذكردن) به چه شكلي بود.
عرض كنم دوتاي از اين‌ها شاگرد مستقيم امام صادق (ع) بودند، ابوحنيفه و مالك. بعد شافعي شاگرد مالك شد و احمدبن جنبل شاگرد شافعي.
يعني ائمه مذاهب اربعه همه شان با واسطه و يا بي واسطه شاگرد امام صادق (ع) بودند و در محبتشان به اهل بيت چه بگوئيم ظاهري بود و يا واقعي، شكي وجود ندارد. چرا كه دليلي نداشت ابوحنيفه به خاطر محبت ظاهري و جعلي كتك بخورد، چرا كه شاگردانش را فرستاد براي دفاع از يزيدبن علي بن الحسين.

امام شافعي مي‌گويد: يا آل بيت رسول الله (ص) حبكم، فرض من الله في الكتاب انزله ـ كفاكم من عظيم القدر انكم، من لم يصل عليكم لاصلاه له. «كسي كه براي شما درود نفرستد، نمازش درست نيست.»
بعضي از اينها هم مثل احمد بن حنبل كه معتقد است من مبتكر تربيع بودم، مي‌گويد من امام علي (ع) را بعنوان خليفه رابع معرفي كردم.
يا مي‌گويد اگر براي هر ديوانه‌اي اين نامها (نامهاي اهل بيت (ع) در حديث سلسله الذهب) را بخوانند، از ديوانگي شفا پيدا مي‌كند. اين اسامي كه هستند، اسم‌هاي حديث سلسله الذهب كه امام رضا(ع) از پيامبر اكرم (ص) بواسطه پدرانشان نقل مي‌نمايد، حالا شايد اين سئوال مطرح باشد كه چرا ما اينقدر به حنبلي‌ها تكيه مي‌كنيم چرا كه اكثر وهابي‌ها حنبلي هستند.
يا سيده نفيسه، عروس امام صادق (ع) و نوه امام مجتبي (ع) كه در مصر مدفون است، استاد امام شافعي بوده است كه از ايشان روايت هم نقل مي‌كند.

آيا پيروان اين مذاهب از اين مباحث تبعيت مي‌كنند؟
بله، مانند دشنامي كه به اميرالمومنين علي (ع) مي‌دادند، اين سب در پيروان تبديل به محبت شد. شما مي‌دانيد، طوايف مهمي از اهل سنت صوفي هستند. مثلا نقش بندي‌ها در كردستان عراق، برلوي‌ها در پاكستان قادريه در مصر و شمال آفريقا، تيجانيه در تونس، ختميه، سماتيه و صوفيان تمام فرق اهل سنت افتخار مي‌كنند كه ختم سلسله شان به اميرالمومنين (ع) است.
از همين جاست كه ما مي‌گوئيم شيعه مورد احترام است. همين صلوات را شما در نظر بگيريد چندگونه بيان مي‌گردد. كه آقاي بن باز مي‌گويد بهترين صلوات همين صلوات شيعه است. با اين حساب تمام اهل سنت معتقدند كه اگر اين صلوات در نماز نباشد، نماز كامل نيست. خب اين به معناي چيست صلوات بر محمد(ص) و همان شجره طيبه‌اي است كه ما به دامن آنها چنگ زديم و يكي از افتخارات شيعه همين اهل بيت (ع) هستند. از ديگر افتخارات شيعه عملكرد علمايش در طول تاريخ است.

خوب است اين موضوع را نيز كمي باز كنيد.
مي توان گفت همه علماي شيعه در طول تاريخ براي اسلام و اهل سنت آبرو شدند. شما بنگريد، همه فلاسفه اسلامي كه از كليت اسلام، توحيد، نبوت و مباحث اعتقادي دفاع مي‌كنند تماما شيعه هستند. خب، اين يك افتخار است براي شيعه.
حكومت‌هاي منتسب به شيعه كه سركار آمدند، مانند حكومت حمداني در سوريه، آل بويه، در عراق، ادارسه در شمال آفريقا، فاطميون در مصر، صفويه درايران همه اين‌ها براي جهان اسلام تمدن، دانشگاه، توسعه و در نهايت افتخار آوردند.
اصلا علوم اسلامي توسط شيعه تاسيس شد. كه مرحوم صدر كتابي در اين زمينه تحت عنوان« تاسيس الشيعه للعلوم الاسلاميه » نوشته است.

دانشمندان اسلامي چه كردند؟
جابرين حيان و ديگران خيلي از علوم را در اسلام تاسيس وبنيانگذاري كردند.اصلا ما هرچه از ابتداي اسلام به سمت حال پيش مي‌رويم مي‌بينيم رابطه اسلام واهل بيت (ع) تضعيف نشده بلكه تقويت شده است.
همين امروز شما برويد در مصر، حرم سيده نفيسه ياحرم حضرت زينب (س) و ببينيد چه استقبالي از آنهامي شود. شما عروسي را سراغ نداريد كه روز عروسي به حرم اين دو بزرگوار مشرف نشود.
يا يك مصري به من مي‌گفت: شما از سر علاقه تان به اهل بيت (ع) نام فرزندانتان را مي‌گذاريد حسن يا حسين ولي ما اسم يك بچه مان را مي‌گيريم حسنين، واقعا اهل بيت (ع) پيش اينها عزيزند. دليلي هم ندارد كه دشمن باشند. چرا كه اين‌ها هم فداكاري اهل بيت (ع) كه با جان و مالشان آمدند جلو كه اسلام بماند را مي‌دانند.

آيا در مورد تكفيري‌ها هم اينگونه است؟
ببينيد تكفيريها خيلي كم هستند. اولا تمام سني‌ها وهابي نيستند. از طرفي سلفي‌ها كه معتقدند ما بايد به سلف صالح برگرديم و اكثر سني‌ها نيز افتخارشان اين است كه سلفي هستند اعم از وهابي‌ها هستند. كه در كل يك جز محدود از سلفي‌ها و وهابي‌ها تكفيري هستند.

يعني مي‌فرماييد همه وهابي‌ها تكفيري نيستند؟
نه، بلكه عده محدودي تكفيري هستند. تكفيري هم به كساني گفته مي‌شود كه گروه‌هاي غير خودشان را تكفير مي‌كنند.

يعني غير شيعه را هم كافر مي‌دانند؟
بله، اين تكفير فقط شامل شيعيان نيست. بلكه هر كسي غير از خودشان را تكفير مي‌كنند بعنوان مثال 12 ربيع الاول امسال تكفيريها مقر برلويهاي پاكستان كه از اهل سنت ومحب اهل بيت (ع) هستند را منفجر كردند كه 57 كشته هم داشت.

پس از اهل بيت (ع) چه دليلي ديگري را براي اثبات حقانيت و اقتدار شيعه در جهان اسلام مي‌شماريد؟
بعد از اهل بيت (ع) محتواي معارف اهل بيت (ع) است كه اين معارف شيعه را مقتدر كرده است الان مي‌توان گفت در علم اصول، فقه، فلسفه، تفسير و كلام شيعه دست برتر دارد و حرف اول را مي‌زند.
شما يك تفسير در اصل سنت هم سنگ تفسير الميزان بياوريد
يا بعنوان مثال در مباحث فقهي اهل سنت در مورد مسئله متعه ما را موردتمسخر قرار مي‌دادند، اما خودشان جايگزين‌هاي غلطي را برايش درست كردند مانند نكاح مسيار يا اقلا ادله ما را راجع به متعه پذيرفتند و انكار نمي‌كنند.

يا الان در كشورهاي اهل سنت از قوانين حقوقي شيعه استفاده مي‌كنند مانند مسئله سه طلاقه در يك جلسه كه اخيرا طبق قوانين شيعه اين قانون را برداشتند. يا حدود پنجاه قانون ديگر، كه كشورهاي مختلف از فقه شيعه استفاده كرده اند.
يا در بحث مهدويت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني (حفظه الله) در كتاب منتخب الاثر چقدر از احاديث اهل سنت آورده اند. يا اخيرا يك آقايي از علماي اهل سنت بنام عبدالمحسن كتابي نوشته براي اثبات تولد امام زمان (عج) كه رواياتش متواتر است. از اهل سنت بنابراين امروز در جهان اهل سنت تازه دارند براي شيعيان آزادي قائل مي‌شوند. به عنوان مثال در عربستان تازه شيعيان در آزادي قرار گرفتند.
شما ببينيد چگونه وضع ما تغيير كرده است، چرا كه حدود هفتاد سال گذشته شيعه مظلومي را در مناسك حج در همين عربستان گردن زدند ولي الان ديگر وضع فرق كرده است.

ما بسياري از اصطلاحات اهل سنت را تصحيح كرده و استفاده كرديم مثل اجتهاد آنها، اجتهاد مقابل نص بود كه ما اجتهاد در چارچوب نص را قبول كرديم. يا آنها اجماع مطلق داشتند مااجماع را به شرط كشف راي معصوم قبول كرديم. بنابراين از نظر علمي شيعه هميشه حرف اول را مي‌زد. مثلا همين اجماع و اجتهادي كه ما درست كرديم كامل تر از آن چيزي است كه آنها بنا نهادند.

با اين اوصافي كه شما مي‌فرماييد، در حال حاضر اهل سنت از لحاظ علمي چقدر به شيعه معتقدند؟
نمي توان به صورت كلي گفت. ولي علمايشان كه در مجمع الفقه شركت مي‌كنند با استدلالهاي منطقي علماي ما خاضع و تسليم هستند و وقتي ما با منطق و استدلال با آنها صحبت مي‌كنيم، مي‌پذيرند.
به عنوان مثال آنها «تقيه» ما را نفاق مي‌دانستند در حالي كه تقيه يك اصل كاملا پيشرفته است و متكي بر عقل و مصلحت انسان است و مصلحت يكي از شئون حياتي انسان به شمار مي‌آيد. و خودشان هم الان در مقابل كفار نوعي تقيه مي‌كنند.
به نظر من اين روزها كه جهان اسلام مورد تهاجم قرار گرفته، شيعه بايد گذشته تاريخي خودش را تكرار كند. يعني از اميرالمومنين علي (ع) ياد بگيرد، كه چگونه در بستر رسول خدا(ص) خوابيد و جان خود را در معرض خطر قرار داد تا اسلام بماند. شيعه بايد الان فداكاري خودش را تكرار كند. فداكاري كه در طول تاريخ كرده، براي چه؟

براي حفظ دين...
بله، براي حفظ اسلام، چرا كه دشمنان مشترك ما، قدرتمند هستند. يا يك زماني بين ما و عربستان فرق مي‌گذاشتند اما الان اين فرق را نمي‌گذارند. يعني ما الان تهاجم مشترك و دشمن مشترك داريم. از طرفي هم پرطرفدار، قوي، رو به رشد و گسترش هستيم و منطق شيعه، منطق برايي است و استدلالهايش، استدلالهاي قوي است. لذا اگر يك مقدار هوشمندي به خرج دهيم، مي‌بينيم دست برتر داريم.
من از شما مي‌پرسم، در تمام مجامع روايي اهل سنت، چه كتابي قابل مقايسه با نهج البلاغه است.

هيچ كتابي به نظرم نمي‌آيد.
خوب، نهج البلاغه در دنياي اسلام دومي ندارد ولي بايد مقدماتش را تسهيل كنيم تا نهج البلاغه در دسترس همگان قرار گيرد.
يا اصلا نويسندگان بنامي كه در موردنهج البلاغه حرف زدند اهل سنت بودند. مانند عبده وابن ابي الحديد معتزلي كه اولين شرح نهج البلاغه را نوشت و مرحوم عبده تا اين زمان كه صبحي صالح به يك شكل خاصي آن را تنظيم نمود. يعني از همان اول نهج البلاغه در اهل سنت تاثيرگذاشته است.
ما بايد به اين مباحث دامن بزنيم و زمينه مطرح شدن دامنه فكر و معارف اهل بيت (ع) را در اهل سنت فراهم كنيم و معتقد باشيم.
بايد ببينيم امام صادق (ع) چه كرد كه سه هزار شاگرد اهل سنت در سر درسش مي‌نشستند. كه شيخ در فهرست، اسم اين‌ها را ذكر كرده است، از همان اسمشان شما مي‌توانيد بفهميد اين‌ها سني اند يا شيعه.

ما مي‌گوييم بايد معارف اهل بيت (ع) به گونه‌اي مطرح شود كه ديگران بپذيرند. زمينه اش هم طوري آماده گردد كه اين معارف هر جا مطرح شد پذيرفته شود مانند نهج البلاغه.
چرا هنوز شرح ابن ابي الحديد بهترين شرح نهج البلاغه است. چرا نهج البلاغه صبحي صالح بيشترين تيراژ چاپ را دارد اصلا بگوئيم اهل سنت چه ديده اند كه اينگونه كار كردند.

ما بايد بدانيم كه از طرف اقليتي هنوز هم مورد هجوم هستيم ولي اين معنا ندارد كه ما راهم تكفير مي‌كنند و تعدادشان هم زياد نيست ولي چون استعمار پشت سرشان هست، زياد جلوه مي‌كند.
مثلا ميليونها سني در دنيا هستند كه به زندگي خودشان مشغولند ولي يك سني قداره بند وحشي باحمايت استعمار مي‌آيد واغتشاش مي‌كند و ما فكر مي‌كنيم همه سني‌ها قصدقتل ما را دارند، در صورتي كه اينگونه نيست.
از طرفي جالب است بدانيد كه همه ائمه مذاهب متهم به تشيع و طرفداري از شيعه بودند. يعني همينكه به شاگردي امام صادق (ع) افتخار مي‌كردند، به شيعه گري محكوم مي‌شدند.

در حال حاضر وظيفه ما چيست؟
ما بايد خدمات شيعه را درابعاد مختلف به جهان اسلام بشناسانيم. همين دانشگاه الازهر مصر را كه مصريها خيلي به آن افتخار مي‌كنند متعلق به چه زماني است. بنيانگذار اين دانشگاه فاطميون بودند كه نام مبارك حضرت فاطمه زهرا(س) را روي آن گذاشتند. به هر حال اكنون متاسفانه بعضي از جريانها كه جهان را خوب نمي‌شناسند، حتي در درون خود ما به گذشته استدلال مي‌كنند و مي‌گويند هيچ كدام از فرقه‌هاي اهل سنت شيعه را قبول ندارند. خب اين تهمت بزرگي است اصلا شيعه در مقام ضعف نيست كه اين چيزها در موردش گفته شود.
يا عده‌اي فكر مي‌كنند اين نوعي تعريف از شيعه است در حالي كه اين تعريف نيست. مهمترين چيزي كه مي‌توان در اين جا گفت، اين است كه تحمل شيعه هميشه به شيعه آبرو داده. مظلوميت شيعه هميشه سبب آبروي شيعه بود و از ابروي شيعه نكاسته است.

معمولا هر گروهي كه رو به اضمحلال باشد دست به هر كاري مي‌زند ولي كسي كه پايه‌هاي خودش را مقتدر و با حساب بداند دست به هر كاري نمي‌زند. ما فكر ميكنيم اگر بتوانيم بيان درست معارف اهل بيت (ع) را سرلوحه كارمان قرار دهيم موفق خواهيم بود.
امام صادق (ع) چهار هزار شاگرد داشتند كه بيش از سه هزار نفر از آنها از اهل سنت بودند پس اين موضوع از يادمان نرود كه با گذشت يكصد سال، با همه فشارهايي كه بر روي شيعه بود، شيعه مضمحل نشد، بلكه زنده و زنده تر شد، به گونه‌اي كه سه هزار نفر از آنها افتخار مي‌كردند كه در درس امام صادق (ع) حاضر مي‌شوند.
حكومت‌هاي منتسب به شيعه كه سر كار آمدند، مانند حكومت حمداني در سوريه، آل بويه در عراق، ادارسه در شمال آفريقا، فاطميون در مصر و صفويه در ايران همه براي جهان اسلام تمدن، دانشگاه، توسعه و در نهايت افتخار آوردند.

ما بايد خدمات شيعه را در ابعاد مختلف به جهان اسلام بشناسانيم. بعنوان مثال بنيانگذار همين دانشگاه الازهر مصر كه مصريها به آن افتخار مي‌كنند، فاطميون بودند كه نام مبارك حضرت فاطمه زهرا(س) را روي آن نهادند. منطق شيعه، منطق برايي است و استدلالهايش، استدلالهاي قوي است، لذا اگر يك مقدار هوشمندي به خرج دهيم، مي‌بينيم دست برتر داريم.
همه علماي شيعه در طول تاريخ براي اسلام واهل سنت آبرو شدند. شما بنگريد، همه فلاسفه اسلامي كه از كليت اسلام، توحيد، نبوت و مباحث اعتقادي دفاع مي‌كنند، تماما شيعه هستند كه اين يك افتخار است براي شيعه.
محتواي معارف اهل بيت ـ عليهم السلام ـ است كه معارف شيعه را مقتدر كرده است و مي‌توان گفت در علم اصول، فقه، فلسفه، تفسير و كلام شيعه دست برتر دارد و حرف اول را مي‌زند
جابر بن حيان و ديگر دانشمندان اسلامي بسياري از علوم را در اسلام تاسيس و بنيانگذاري كردند. اصلا ما هر چه از ابتداي اسلام به اينطرف پيش مي‌رويم مي‌بينيم رابطه اسلام و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ تقويت شده است.

منبع: جمهوري اسلامي

نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 17:43 | لینک  | 

* ... بازم براي سامرا حرم مي سازيم ... *

جمع‌آوري خاکها و ويرانه‌هاي داخل حرم امامين عسكريين (ع) در سامرا

 
 
 
 


 
قطعاتي از ضريح مطهر امام هادي (ع) و امام عسكري (ع)

 

پايان کار خارج کردن ويرانه‌هاي به جا مانده از انفجار وهابيت خبيث


کلمه ي جلاله براي نصب در بالاي قبه ي حرمين عسكريين (ع)

 ضريح موقت براي حرم امامين عسكريين (ع)
 
 
 
 
بازديد سيد عبدالعزيز حکيم از بازسازي حرم در روزهاي اخير
 
 
 
نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 0:15 | لینک  | 

همانطور که می دانید 2-3 روزی است که برای چندمین بار دوباره بحث حاج عبدالرضا هلالی بر سر زبان هاست

 

بد نیست به عنوان اولین منبع اصل ماجرا را برایتان بیان کنم تا شما هدف این شایعه ها را بدانید.

ماجرا این است......

از چند سال پیش روند زیر ذربین قرار دادن مداح ها به دلایل ذیل آغاز شد.

1)دشمن چون نمی توانست امامت که یکی از ارکان اسلام است از مردم بگیرد سعی کردبا خراب کردن وجه ذاکرین و روحانیت به

این هدف شوم خود برسد که تا قسمت زیادی از اهداف خود رسید.

2)بعضی از افراد داخلی که با سر کار آمدن مداحان جوان (رضا هلالی ومرحوم سید جواد ذکرو...)از چشم توجه دور

شدند سعی در خراب کردن این افراد دارند.

3)تفرقه بیندازو حکومت کن.

و دلایل زیادی دیگر که از حوصله این مقاله به دور است.

خوب با انتشار مقاله های (پا برهنه ها میریم کربلا البته با پرادو 60 میلیون تومانی) و(از براوو تا پرادو) و(هلال هلالی در کسوف) و.... در یک هفته نامه خصوصی در کرج (به علت حفظ آبرو از نام بردن افراد و مجلات معذوریم)

که با این کار ها علاوه بر بالا رفتن تیراژ و فروش نسخه ای 300 تومان از این مجله 5-6صفحه ای سود زیادی بدست آوردن به اهداف شومی خود نزدیک شدن که جزه دسته 2-3 از موارد فوق است.

این کارها ادامه داشت تا روز شهادت حضرت زهرا (س) که طبق سنوات همیشه حاج رضا هلالی به هدف شرکت در مراسم در میدان ولی ععر تهران حضور یافتند.

با برخاستن صدای هلالی هلالی حضار مجریان برنامه مجبور به دعوت آقای هلالی بر روی سن شدند.که یکی از مجریان برنامه(آقای سلطانی)که خصومت شخصی با رضا هلالی دارد رضا را از با لای سن به حالت دعوا پایین میبرد تا دارودسته ایشان با مشت ولگد صحنهای واقعی شهادت حضرت زهرا (س) برای حضار تداعی کند و با دخالت حضار خشمگین رضا جان سالم به در برد.

باز همان مجله که از چاپلوسان آقای سلطانی هستند با درج خبر به صورت کذب برگی سیاه دیگر بر کارنامه خود به جا گاذشتند.

اقا رضا با بیان این مطالب در ۲۰/۵/۸۵در هیئت هفتگی اعلام کرد که قصد شکایت و پیگیری داردودر آنجا بیش ازهزاران نفر شنیدند که اقا رضا اعلام کردند شما آماده شنیدین هر شایعه ای در باره بنده باشید.

تا بالاخره دوباره تیغ حسودان با انتشار این خبر که(رضا هلالی در پای منقل)و(سکس رضا هلالی)و با انتشار یک فیلم 9 ثانیه ای سعی در رسیدن به اهداف خود دارند

این جانب به عنوان یکی از افرادی که بسیار زیاد افتخار ملاقات رضا هلالی را داشته با تماسی که با رضا حاصل کردم قرار شد که در هیئت ماجرا این فیلم را بفرمایند. 

خبر فوق اولین بار در یک وبلاگ کم بیننده نوشته شد که به علت جالب بودن تیتر سریع پخش شد و حتی در برخی از سایت های خبری همان متن را با بیان اینکه این خبر را یک منبع آگاه بیان کرده اقدام به

نشر این اخبار شدند.

جالب آن است که صاحب وبلاگ مدعی بود رضا برایش میل زده و خواسته که ازادامه نشر خبر بپرهیز در صورتی که رضا از از شنبه ۲۸/۵/۸۵ رفته مشهد و تا۴/۶/۸۵ بر نمی گرد و هیچ گونه دسترسی به اینترنت نداردو تمام همراهیان ایشان

این مورد را تا امروز جمعه ۳/۶/۸۵ تایید کردند.

در پایان هر کس ادعا دارد که اخبار کذب فوق که با دلیل نفی شد صحت دارد با فرستادن شماره تماسش به ایمیل بنده در صورت اثبات قول میدم کمکش کنم رضا از صحنه مداحان خودش بره کنار

این رو یکی از دوستان بچه های هیئت الرضا بهم داد منم وظیفه دونستم بذارم

التماس دعای فراوان

علی علی

نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 23:39 | لینک  | 

تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام  تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلامتصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام تصاویر ویژه ولادت حضرت علی علیه السلام 

نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 19:30 | لینک  | 

Image

 

اذان (آقاتی)

اذان (رضاییان)

اذان (صبح دل)

اذان انتظار (کاظم زاده)

اذان (نقشبندی)

اذان (آقایی)

اذان - حرم امام رضا (ع)

اذان - حزین

اذان (غلوش)

نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 14:14 | لینک  | 

آخرالزمان یا پایان دوران اصطلاحی است که در فرهنگ عامه مسلمانان بکار می‌رود و به معنی زمانی است که در آن مهدی موعود عج ظهور می‌کند و تحولاتی عظیم در عالم واقع می‌شود. این مفهوم، که انبیاء الهی علیهم‌السلام نیز با آن آشنا بوده‌اند در کتب آسمانی یافت می‌شود. موضوع آخرالزمان و ظهور تقریبا در میان تمام فرق اسلامی پذیرفته شده است و اختصاص به تشیع ندارد اما اینکه مهدی موعود چه کسی است، آیا اکنون زنده است یا در آینده به دنیا می‌آید مورد اختلاف است. در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که برخی صراحتا و برخی دیگر به استناد احادیث، مربوط به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج می‌ باشد. همچنین تعداد کثیری از روایات در منابع یافت می‌شود که بیان‌ کننده وقایعی عظیم، عجیب و شدید است که در آخرالزمان و پس از ظهور رخ می‌دهد. دو رویکرد نسبت به این احادیث در میان دانشمندان مسلمان به چشم می‌خورد. برخی این وقایع را به مقولات امروزی تعبیر می‌کنند و اسباب آن ‌ها را تکنولوژیک می‌پندارند، اما برخی دیگر چنین وقایعی را معلول تغییراتی می‌دانند که در پهنه آسمان‌ها و زمین رخ می‌دهد و عقیده دارند در آخرالزمان دنیا و قوانین مادی دگرگون شده و قوانینی جدید جایگزین آن می‌شود. ضرورت اعتقاد به آخرالزمان موضوعی است که در قرآن ، احادیث و تعلیمات انبیاء پیشین بر آن  تأکید شده است. به باور برخی از دانشمندان برپایی ملک عظیم اهل‌بیت ع پس از ظهور، آرمانی است که بشر از ابتدا دنبال می‌‌کرده و انبیاء الهی در این مسیر تلاش می‌نمودند و اقوام خود را با این موضوع آشنا و در این راستا حرکت می‌دادند. در مقابل این هدف، دشمنان انسانیت در طول تاریخ در این مسیر سنگ‌اندازی می‌کردند و اکنون نیز در تلاش هستند تا مانع نیل انسان به آرمان خویش شوند. بنابراین بر انسان‌ها در جبهه حق لازم است عزم خویش را جزم کرده، نقص‌های گذشته را اصلاح و عقب‌ماندگی ها را جبران نمایند تا در مجموع از جبهه باطل پیشی گرفته و مسیر را برای وصول به هدف هموار سازند.

 

مقدمه

‹‹آخرالزمان›› یا پایان دوران همانگونه که از نام آن برمی‌آید به انتهای یک دوره اطلاق می‌شود و مقطعی از زمان است که در آن تغییر از یک دوره به دوره‌ای جدید رخ می‌دهد.  از آنجا که اکنون دوره دنیا برپاست آخرالزمان به انتهای دوره دنیا مربوط می‌شود. 1

 آخرالزمان از ديدگاه اديان به دوراني گفته مي‌شود كه وقايعي عظيم و عجيب در آن رخ مي‌دهد و حاكي از انتهاي زندگي به شيوه فعلي بر روي زمين است. انتظار مي‌رود با سپري شدن آخرالزمان دوره جديدي فرا برسد كه بسيار با وضعيت پيشين آن متفاوت باشد. همچنين در اين زمان است كه اديان الهي به ظهور مردي بشارت داده اند كه ظلم و جور را از زمين بر مي‌چيند و آن را پر از عدل و داد مي‌سازد2. نمونه چنين بشارت هايي در کتب آسمانی آمده است.

 

آخرالزمان در ادیان

یهود:

تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان و پیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سده‌های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنی‌اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می‌دانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دوره‌های بعد از حکومت حضرت داوود و سلیمان ع که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی می‌رفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.

مسیح :

نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده است یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورت‌های زیر بیان شده است :

1- الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند.

2- بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق می‌گردد.

3-رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.

4- حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی میدهد که از آن جمله جنگ‌ها و بلاهالی سخت و زلزله است.

زرتشت:

در گاهان (گاثها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید.3

بشارت ادیان الهی به ظهور منجی

 در کتب آسمانی، مطالبی دیده می‌شود که محتوای آن، نشان‌دهنده آشنایی پیامبران الهی با آخرالزمان و مقوله ظهور است. در زیر، چند نمونه از این مطالب آمده است:

 انجیل :

کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید. و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند. تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی‌درنگ برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد... پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید.

انجیل لوقا فصل 12، بندهای 35و36

 تورات :

و نهالی از تنه یسی* بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت. مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد. گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم، و طفل کوچک آنها را خواهد راند. در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.

 * بنا به نوشته قاموس مقدس ص 951، «یسی» به معنی قوی، نام پدر حضرت داود ع است.

 تورات، اشعیا نبی، فصل 11، بندهای 1 تا 10

 زبور:

زیرا که شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود. در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود. و اما حلیمان وارثان زمین خواهند شد... و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد.

عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 تا 12 و 17تا 18

 منابع زرتشتیان:

سوشیانس(نجات دهنده بزرگ) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه‌کن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم‌فکر و هم‌گفتار و هم‌کردار گرداند.

جاماسب نامه، ص121

 منابع هندوها:

این مظهر و یشنو(مظهر دهم) در انقضای کلی یا عصر آهن سوار بر اسب سفیدی در حالیکه شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله‌دار در دست دارد ظاهر می‌شود و شریران را تماما هلاک می‌سازد و خلقت را از نو تجدید و پاکی را رجعت خواهد داد... این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد.

اوپانیشاد، ص737

 آخرالزمان در اسلام

 موضوع ظهور مصلح در آخرالزمان در اسلام بسیار قدیمی و ریشه‌دار است و اختصاص به تشیع ندارد بلکه اتصال آن بوضوح به نبی اکرم ص می‌باشد.( كليات عقايد مربوط به آخرالزمان از جمله مطالبي است كه تقريباً در ميان همة فرقه‌هاي بزرگ اسلام پذيرفته شده است، ولي اينكه آيا تحولات آخرالزمان با ظهور مهدي موعود پديدار خواهد شد نيز اينكه مهدي موعود چه كسي است، مورد اختلاف است.

هم اکنون بیش از 50 جلد کتاب مستقل، از علمای اهل سنت پیرامون حضرت مهدی عج در دست است. نخستین کتابی که از طرف علمای اهل سنت در حق آن حضرت نگارش یافته، کتاب «صاحب‌الزمان» است که مؤلف آن متوفی سال 275 هجری است و احتمالا این کتاب پیش از ولادت حضرت بقیة الله(255 هجری) نگاشته شده است.

مسئله مهدویت به صورت یکی از ضروریات دین اسلام در آمده است که منکر آن از آیین اسلام بیرون خواهد بود و آن، مضمون حدیثی است که علمای اهل سنت از پیامبر اکرم ص روایت کرده‌اند:

«من کذّب بالمهدی فقد کفر»

هر کس مهدی را انکار کند به راستی کافر است.

عقدالدرر ص157، تألیف یوسف بن یحیی المقدسی الشافعی

 گروهی از علمای اهل سنت به مضمون این حدیث فتوا داده‌اند.4

 

آخرالزمان در قرآن

دانشمندان مسلمان برخی از آیات قرآن را به استناد احادیث ذیل آن آیات، مرتبط با آخرالزمان و ظهور دانسته‌اند. در حالیکه برخی دیگر از آیات صراحتاً مربوط به آخرالزمان می‌باشد. در مجموع، آیاتی از قرآن که به آخرالزمان و ظهور می‌پردازد «آیات المهدی عج» نامیده می‌شوند. 5

 

آخرالزمان در احادیث

احادیث آخرالزمان را بسیاری از دانشمندان شیعه و اهل سنت روایت کرده‌اند6. در اینگونه احادیث وقایع بسیاری ذکر شده‌اند که در آخرالزمان رخ می‌دهند و تحت عنوان کلی «علایم آخرالزمان» یا «اشراط الساعه» نام برده می‌‌شوند. به برخی از این نشانه‌ها «علایم حتمی» اطلاق شده است و به برخی دیگر «علایم احتمالی»7.

آیا در آخرالزمان و زمان ظهور، دنیا تغییر می‌کند؟

 دنیا یا نشئه اول(نشأة الأولی) به مجموعه‌ای بزرگ از اشیاء مادی اطلاق می‌شود که قوانینی مادی بر آنها حاکم است. مطالعه در این قوانین منجر به ایجاد علوم ریاضی و فیزیک و شیمی و ... شده است. همه فناوری‌های پیشرفته امروزی بر اساس این قوانین ابداع شده و در چارچوب این قوانین عمل می‌کند. حال، بروز تغییر در مجموعه اشیاء مادی و قوانین موجود در نشئه اول تا حدی که دیگر نتوان آن را نشئه دنیا نامید، باعث ایجاد نشئه‌ای جدید می‌گردد که بدان نشئه‌ای دیگر یا «نشأة الأخری» اطلاق می‌شود12. مثلا در قیامت که طبق آیات قرآن زمین و آسمان تغییر می‌یابند و حوادث عجیب و هولناکی روی می‌دهد نشئه‌ای دیگر برپا می‌شود که می‌توان آن را «نشئه قیامت» نامید. چرا که قوانین حاکم در آن فضا، قوانینی جدید و متفاوت با قوانین حاکم در نشئه قبل از قیامت است. طبق آیات و روایات در قیامت انسان‌ها کتاب خویش را می‌بینند، نیت‌ها عیان است، هیچکس سخن نمی‌گوید مگر به اذن خداوند رحمان، اعضا و جوارح انسان‌ها شهادت می‌دهند و... این مقولات ناشی از برپایی نشئه‌ای جدید است که در آن، اشیاء با قوانینی جدید و متفاوت از گذشته اداره می‌شوند.13

 از طرفی طی بررسی آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور، به وقایعی برمی‌خوریم که در نشئه دنیا رایج نیست، یعنی اینکه بوسیله قوانین حاکم در نشئه فعلی، بروز چنین اتفاقاتی عادی و ممکن نیست. این موضوع این سؤال را بر می‌انگیزد که آیا در زمان ظهور، نشئه اول تمام و نشئه‌ای دیگر برپا می‌گردد؟ در جواب این پرسش برخی معتقدند وقایع عجیب و غیرعادی که در اینگونه روایات مطرح شده همگی در چارچوب قوانین فعلی مادی امکان وقوع دارند اما توسط فناوری‌های بسیار پیشرفته‌ای که در آینده ابداع خواهد شد. لذا اینگونه افراد دوران حکومت حقه در زمان ظهور را ادامه نشئه فعلی می‌دانند. اگر چنین جوابی صحیح و منطبق بر واقعیت باشد می‌توان همین موضوع را برای قیامت قائل شد و مطرح نمود که تمام اتفاقات غیر عادی که در قیامت رخ می‌دهد توسط فناوری فوق مدرنی است که در آینده اختراع خواهد شد، و سپس این استدلال را دائما تکرار کرد و تا درجه انتهایی بهشت همه چیز را تکنولوژیک تصور نمود! اما چنین فرضیه‌ای توسط هیچکس مطرح نمی‌شود و غالبا قیامت نشئه‌ای جدید قلمداد می‌گردد. اگر در قیامت رخدادهای عظیم و عجیب وجود دارد در زمان ظهور نیز وقایعی غیر عادی رخ می‌دهد. اگر قیامت محل حساب است در آستانه ظهور نیز با ظالمین تا حدی تسویه حساب می‌شود. اگر قیامت نشئه‌ای جدید است آیا نمی‌توان ملک عظیم اهل‌بیت ع را در زمان ظهور، نشئه‌ای جدید دانست؟

 

جایگاه آخرالزمان شناسی

پرداختن به آخرالزمان چه ضرورتی دارد؟ می‌دانیم که حکومت حقه امام زمان عج در آخرالزمان و پس از ظهور ایشان واقع می‌شود. ما در آیات قرآن و احادیث بسیار به ظهور دعوت شده‌ایم. در حال و هوای ظهور بودن، دعا برای فرج، انتظار و زمینه‌سازی برای ظهور، در قرآن و روایات مورد تأکید قرار گرفته است.14

در تاریخ نیز که می‌نگریم انبیاء ع را با آخرالزمان و ظهور آشنا می‌یابیم. ایشان قوم خود را به سوی آینده دعوت می‌کردند و آنان را با امام زمان عج آشنا می‌ساختند. در کتب انبیاء  گذشته وصف صحنه‌هایی از آخرالزمان و سپس گسترانیده شدن عدل و داد بر روی زمین را می‌یابیم.15

گویا از ابتدا حکومت موعود خدایی (دولت الله) آرمان نیکان و صالحان بوده و همه جهت‌گیری‌ها به آن سو انجام می‌شده و مردم در طول تاریخ توسط پیامبران ع در این راستا حرکت داده می‌شدند. 16

 پس از اینکه حضرت آدم ابوالبشر و حوا سلام الله علیهما از بهشت بیرون برده شدند، رسیدن به حکومتی الهی و زندگی در فضایی بهشت گونه همیشه آرمان بشر بوده است و خوبان از بشر تلاش داشته‌اند مسیر رسیدن به این هدف را هموار و مقدمات وصول به آن را فراهم سازند. در مقابل، دشمنان انسانیت که در ابتدا نیز به دنبال اخراج حضرت آدم ع از بهشت بودند اکنون نیز در مسیر نیل انسان به هدف خویش سنگ‌اندازی می‌کنند و مانع رسیدن او به آرمانش می‌شوند.

 در این زمان دشمن سعی می‌کند با تغییر آموزه‌های کتب مقدس مسیحیت و یهود و با ارائه تبیین نادرست از آخرالزمان فضا را به نفع خود تغییر دهد تا اینکه هنگام فرارسیدن صحنه‌های آخرالزمان بیشترین بهره‌برداری را داشته باشد. در این زمان آنان می‌کوشند نبردهای آخرالزمان را نبرد بین اسلام و مسیحیت و یا میان اسلام و یهود و در کل نبردی میان ادیان جلوه دهند. در حالیکه جنگ‌های آخرالزمان میان دو سپاه حق و باطل است. افراد حق با هر دینی درون لشگر حق و افراد باطل با هر کیش و آیینی درون لشگر باطل قرار می‌گیرند.

دشمنان سعی در پیاده‌سازی وقایع آخرالزمان از دیدگاه خود دارند و در این مسیر به طور جدی وارد عرصه عمل شده‌اند. برخی تحلیلگران مسایل سیاسی، لشگرکشی‌های اخیر امریکا به منطقه را  برای دسترسی به منافع نفتی و ... عنوان کرده‌اند. در حالیکه برخی دیگر از دانشمندان، با نگاهی همه‌جانبه‌گرایانه باور دارند این لشگرکشی‌ها ارتباط تنگاتنگی با عقاید مذهبی افراط‌گرایانه هیئت حاکمه امریکا دارد. دستگیری علمای عراقی و سؤال از آنان در مورد مهدی موعود توسط فرماندهان ارتش امریکا و وقایع مشابه دیگر، این رابطه را بیشتر مشخص می‌سازد17.

 در این باور، به تأسیس رژیم اسرائیل نیز در راستای آخرالزمان و تحقق اهداف صهیونیستی  نگریسته می‌شود. در نگاه اینگونه تحلیلگران، صهیونیسم عقیده دارد برای زمینه‌سازی ظهور مسیح، باید دولتی یهودی در فلسطین تشکیل شود (یعنی محل ملک گذشته بنی‌اسرائیل در زمان حضرت سلیمان ع)، مسجد الاقصی ویران شود و به جای آن معبد سلیمان بنا گردد، گوساله‌ای سرخ‌موی در پیشگاه آن معبد قربانی شود و جنگی جهانی به پا گردد.18

آنان با تشکیل دولت اسرائیل در اواسط قرن بیستم انگیزه بیشتری برای ادامه کار پیدا کردند و رؤیاهای از دست یافته خویش را بار دیگر دست‌یافتنی دیدند. هم اکنون صهیونیست‌ها بنای معبد سلیمان را آماده کرده‌اند و به دنبال ویران کردن مسجد‌الاقصی هستند. آنان همچنین با استفاده از علم ژنتیک گوساله‌ای سرخ موی را به وجود آورده‌اند و آن را برای زمان قربانی نگه داشته‌اند. جبهه صهیونیسم که نه تنها در اسرائیل بلکه در هیئت حاکمه امریکا نیز وجود دارد19، برای برپایی جنگ جهانی مقدمه ساز ظهور مسیح، با انهدام برج‌های دوقلو در ایالات متحده بهانه‌ای به وجود آوردند تا به خاورمیانه، محل اصلی بروز و ظهور وقایع آخرالزمان، لشگرکشی کنند20.

از سویی در جبهه دیگر، مسلمانان با وجود منابع عظیم و غنی از معلومات صحیح نسبت به آخرالزمان که بر خلاف ساختگی بودن آن در مکتب صهیونیسم، الهی می‌باشد متأسفانه عموما همتی کافی در پرداختن به آن معلومات و تبدیل آن‌ها به تفکر و یک برنامه مشخص نداشته و در قبال رفتارهای صادر شده از جبهه صهیونیسم موضعی منفعلانه اتخاذ نموده‌اند. غفلت از آخرالزمان منجر به این شده است که مسلمانان  معنی رفتارها و رویه‌هایی را که صهیونیست‌ها در پیش می‌گیرند متوجه نشوند و ارتباط آن رفتارها را با آخرالزمان درنیابند.

مسلمانان اگر هم نخواهند به آخرالزمان اعتنا کنند با گروهی طرف هستند که آخرالزمان برای آن بسیار مطرح است و حاضر است تمام سرمایه‌های خود را در این مسیر خرج نماید. آنان در این راستا برای مسلمانان برنامه دارند و خواهان نه تنها شکست دادن و خوار و ذلیل کردن آنها بلکه خواستار نابودیشان هستند21. برای مسلمانان چاره‌ای نمی‌ماند جز بیداری و حرکت در جهت خنثی نمودن توطئه دشمن و اشاعه تفکر صحیح نسبت به آخرالزمان و حاکم کردن آن در جوامع اسلامی و بلکه تمام جهان.

این هدف مستلزم مقدماتی است. تحقیق و تفحص در منابع اسلامی برای یافتن تبیین صحیح نسبت به آخرالزمان. تبدیل این معلومات به یک تفکر و اشاعه آن در جوامع اسلامی. تبدیل این تفکر به یک برنامه و قرار گرفتن آن به عنوان یک استراتژی مشخص در جهت‌گیری‌های کلی کشورهای اسلامی.

  

نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 22:45 | لینک  | 

فاطمه ام را کشتند یا الله بای ذنب قتلت یا الله 

اسدالحیدر کرب وبلا بی ابتدایی و بی انتها

فاطمه ام را کشتند یا الله به ایذل بلقتل یا الله

مادر سادات سلام علیک قبله ی حاجات سلام علیک

سبد سبد بیارید گلای نیلوفریو بیاین عزا بگیریم روزای بی مادریو

دلم به شوروشین تو بینالحرمین ومشق هر شب من نقطه سر خط حسین

ما نوکران حلقه بگوشان درگه هیم سر جز به درب خانه ی مولا نمیدهیم

دل من عاشق میمونه دائم از شما میخونه منو میشناسی اقا جون من همونم اون دیوونه

وای بر من وای بر من بازم دل از اقام نبردم وای بر من بازم تو روضه هاش نمردم

 

نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 18:27 | لینک  |